|
bamesabz
کاربر جدید

 وضعيت: آفلاين 26 فروردين ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2126 امتياز: 653 تشکر کرده: 6 تشکر شده 24 بار در 23 پست
محل سكونت: لاهيجان
|
ارسال شده در:
جمعه، 8 مرداد ماه ، 1389 01:01:41
موضوع مطلب: وقتی کسی را دوست دارید ! ... |
|
|
تو را چـه به فـرهـاد ؛ یـک فـرهـاد اسـت و یـک بـیسـتون عــاشـقی
تـــو هـمـیـن یـک وجـب دیــوار فاصــــله را بـردار ، مـن بـاورت مـیـکنـم
مشت های من همیشه پوچ است اینقدر شانست را امتحان نکن
تمام تقصیر ما ؛ عبور از پشته ی پلی بود که نمی دانستیم آن سوی ساحلش دریا نیست
من مانده ام هنوز حکایت روبه و کلاغ : حکایت مکر این یکی ست یا...حماقت آن دیگری
خیلی فقیرم !!! حتی ... حوصله هم ندارم
منزلي در دوردستي هست بي شك هر مسافر را
چه دیر میفهمیم که زندگی همان روزهایی بودکه زود سپری شدنشان را آرزو میکردیم
من از اینجا خواهم رفت و فرقی هم نمی کند که فانوسی داشته باشم یا نه! کسی که می گریزد از گم شدن نمی ترسد
بايد پوست انداخت تا جوانه بدمد و بايد جوانه زد تا شکوفا شد
دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند
باید دوپینگ کنم ! هرچه می دوم به زمان نمی رسم
مردگان را، صدا میزنیم- جوابمان را میدهند. زندگان را صدا میزنیم- پاسخی شنیده نمیشود. روی برگ
پرواز کرد عاقبت ماهی ای که شوری دریا کافی نبود برای نمک گیر کردنش
کاش می دانستیم هیچ پروانه ای پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی آورد |
|